تبليغاتX
امید به گریه بود افسوس حک شدم



روبان هاي زرد صورتي نارنجي

جعبه هاي آبي

پوشالهاي کرم

شيشه هاي کوچک خوشبو

عروسکهاي سفيد  سياه   زشت  زيبا

کارتهاي قشنگ يک قلب  ، دو قلب

يک لب ، دو لب ...............

يک سبد گل رز سرخ به ياد تک تک روزهايي که

با
هم بوديم (يک لبخند تلخ)

يک آغوش گرم اما سرد ، کلماتي پراز قشنگي اما دروغ

چشمان من مدتهاست که اين زيباييها را گم کرده 

من خودم راهم گم کرده ام

دلم تنگ شده براي کمي لرزيدن ، براي نفسهايي که به سختي بالا مي آيد

+ نوشته شده در دوشنبه 1386/09/19ساعت 17:2 توسط معتاد بی وجود |