|
نمی دانم چرا تلخ است گفتارم | |
|
نمی دانم چرا تلخ است گفتارم چرا می گویم از سختی چرا می نالم از دنیا چرا اشکم ز تنهایی ست نمی دانم چرا می سوزم از غربت چرا می ترسم از صحبت چرا از همنشینی ها گریزانم چرا تنها و حیرانم نمی دانم....... نمی دانم!!!! | |
هر چه می خواهد دلت " ای کاش " بگو
من براي سالها مينويسم ............سالها بعد كه چشمان تو عاشق مي شوند ............افسوس كه قصه ي مادر بزرگ درست بود.....هميشه يكي بود يكي نبود.



