تبليغاتX
امید به گریه بود افسوس افسوس



نمی دانم چرا تلخ است گفتارم

 

نمی دانم چرا تلخ است گفتارم

چرا می گویم از سختی

چرا می نالم از  دنیا

چرا اشکم ز تنهایی ست

نمی دانم چرا می سوزم از غربت

چرا می ترسم از صحبت

چرا از همنشینی ها گریزانم

چرا تنها و حیرانم

نمی دانم....... نمی دانم!!!!

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/07ساعت 12:4 توسط معتاد |