تبليغاتX
امید به گریه بود افسوس حک شدم



من پذیرفتم شکست عشق را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

این درد آشنا دیوانه است

می روی شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

گرچه تو شاداب تر از من میروی

آرزو دارم ولی عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی برخوردهای سرد را

 lمراقب ماسه هاي زندگي باشيد !!!

+ نوشته شده در جمعه 1387/03/24ساعت 18:15 توسط معتاد بی وجود |